تبليغاتX
شازده کوچولو-کتابی ست از آنتوان اگزوپری
دلنوشته های یک لولی بی غش
 

آسمان آشیانه ام سوخت

ماه مراد من!

آفتاب ناسور تب دار و خموش

با باد چموش یک دست هم دست

دیوار دلم را فرو ریخت.ای وای!رخت ها را من جمع نکرده بودم

و فرش ها را از سر دیوار

نکند باد برده باشد با دلم رخت ها و فرش ها را به  حیاط همسایه ی آنسوتر!؟

  ـ و خیال سبک باری چه مجالی دارد .

ماه مراد!

ماه مراد!

ماه مراد!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 6:33 قبل از ظهر  توسط ژرژ ژزف   | 

 

از آسیمه سری، بزرگی به بار نمی آید

وانگه که تو باد باشی

از پنجره ، هیچ پری نمی زاید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط ژرژ ژزف   | 

 
=