![]() |
![]() |
|
| عابر ساحل شنی با پاهای برهنه |
|
تو را و مرا
و تمامی مردمان شهر را به باران ٬ نیازی مبرم است نه از آن رو که بشوید ما را که از آن رو که بروید گلی شاید از لابلای لجن باری هامان چراکه خداوند آسمان مهربان تر از ما بر خودمان است عزیز!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تقدیم به دوستی گرامی! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 1:59 قبل از ظهر توسط ژرژ ژزف |
|
که زندان مرا بارو مباد جز پوستی که بر استخانم. *** کفایت مکن ای فرمان"شدن" مکرر شو مکرر شو! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ قطعه شعرها از شاملو و عکس از سایت عکس:http://www.arthurgrace.com
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 11:26 بعد از ظهر توسط ژرژ ژزف |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بیایید به قول مسیح:" به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستیم یک شمع روشن کنیم."
خدایا ! به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ، مذهب بی عوام ، عظمت بی نام ، خدمت بی نان ، ایمان بی ریا ، خوبی بی نُمود ، گستاخی بی خامی ، مناعت بی غرور، عشق بی هوس ، تنهایی در انبوه جمعیّت ودوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن ! دکتر شریعتی |
|
RSS
|