و خدایی که همین نزدیکی هاست،لای این شب بوها،پای آن کاج بلند
عروسک هایم را یک جا ردیف کردم کودکی ام را آتش بزنم
برق رفت
کودکی ام شد شعله ی روشنایی ام.
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 3:45 قبل از ظهر توسط ژرژ ژزف
|
خدایا ! به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، جهاد بی سلاح ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، عظمت بی نام ، خوبی بی نُمود ، گستاخی بی خامی ، عشق بی هوس ، تنهایی در انبوه جمعیّت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن ! دکتر شریعتی